ایران شناسی

سرزمین من

طعم کویر را در روستای مصر بچشید

روستای مصر بدلیل قرار گرفتن در جنوب کویر بزرگ دارای آب و هوای گرم و خشک می باشد . جمعیت این روستا بر طبق آخرین سرشماری 120 نفر می باشد و مردم این روستا از طریق کشاورزی و دامداری امرار معاش می کنند . مهمترین محصولات این روستا زعفران و گندم می باشد . این روستا دارای دفتر مخابرات است و برق روستا از طریق ژنراتور دیزلی تامین می شود .

نقاط دیدنی :

منطقه امیر آباد در فاصله 2 کیلومتری روستا دارای تپه های شنی و پوشش گیاهای غنی از درختچه های گز و تاق و نخلهای زیبا می باشد که مناظر بسیار زیبایی را پدید آورده است .روستای فرحزاد در شمال روستای مصر دارای نخلستانهای زیبا می باشد که توسط شنهای روان محصور گشته است .

نیزار مصر در 6 کیلومتری شرق مصر قرار دارد که در اثر آب چشمه ای زیبا پدید آمده است . این نیزار دارای نیهای بلند می باشد که ارتفاع بعضی از آنها به 4 متر می رسد . چشمه این نیزار آبشخور حیوانات منطقه می باشد .

از دیگر نقاط دیدنی این منطقه می توان به دریاچه نمک خور و كوير طبقه واقع در 50 کیلومتری جاده خور-طبس , روستای گرمه , روستای محمدآباد کوره گز , روستای عروسان , روستاي فرحزاد ، جاده کاروان گذر عروسان-بیدستان، جاده آف رود ابراهيم زهرا، ريگ كله و کویر مركزي اشاره کرد .از ديدنيهاي اطراف اين روستا ميتوان به چال سلكنون، نيزار مصر، درياچه نمك سلكنون، تخت عباسي، تخت عروس و رملهاي ماسه اي اطراف روستا اشاره كرد.

راه های ورود به منطقه :

مسیر اول مسیر جاده خاکی جندق به روستای مصر به طول 45 کیلومتر می باشد

مسیر دوم مسیر جاده خاکی – آسفالته در 15 کیلومتری غرب شهرستان خور به طول 35 کیلومتر تا روستای مصر است .





+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مهر 1393ساعت 20:23  توسط امید مرادی  | 

برج تغرل

برج طغرل با مساحتی بالغ بر 48 متر مربع و ارتفاعی در حدود 20 متر و با اسکلتی خشتی و آجری به صورت استوانه‌ای افراشته، خودنمايی می‌کند که نمای داخلی آن به صورت استوانه است.این برج شبیه عقربه‌های ساعت بوده و می‌توان از روی تابش آفتاب روی کنگره‌های آن زمان را تشخیص داد. در ضلع شمالی و جنوبی برج دو سردر با معماری طرح رازی ساخته شده است و تقریباً تا ارتفاع 4 متری برج دیوارها به صورت توپ تا قطر دیوارهای حدود 1.5 متر تشکیل شده و دیوارهای بالای ارتفاع 4 متر به صورت تو خالی طراحی شده و وسط آن پلیکانی وجود دارد که درب آن در همان ارتفاع در ضلع شمالی بنا خودنمايی می‌کند که رابطی بین قسمت‌های تحتانی و فوقانی برج می‌باشد.

درب‌ها و قوس‌های رازی که فشار فوق‌العاده‌ای را تحمل می‌کند و تو خالی بودن دیوارهای فوقانی به استحکام بنا کمک کرده و جنس خشت به کار رفته در برج که از زاج و خاک و سفیده‌ی تخم مرغ است بر استحکام آن می‌افزاید. از ویژگی‌های جالب و منحصر به فرد این برج، کاربرد آن به عنوان یک ساعت آفتابی عظیم است.


بدین صورت که شيارهای دور تا دور برج به گونه‌ای طراحی شده که با طلوع آفتاب در سمت شرق بنا، کم‌کم یکی از کنگره‌ها روشن می‌شود و آفتاب به درون آن می‌تابد. با گذشت نیم ساعت از طلوع خورشید، نصف کنگره روشن می‌شود و با گذشت یک ساعت از طلوع خورشید، یک کنگره به طور کامل روشن می‌شود. به همین ترتیب با گذشت دو ساعت دو کنگره و با گذشت سه ساعت سه کنگره روشن می‌شود، تا اینکه لحظه‌ای فرا می‌رسد که خورشید روی نصف النهار منطقه و در بیشترین ارتفاع خود از افق قرار می‌گیرد. در این هنگام خورشید دقیقاً بالای سر در جنوبی برج قرار می‌گیرد، زیرا درب‌های برج کاملاً شمالی – جنوبی بوده و روی نصف‌النهار واقع است.

اختلافات فراوانی میان کارشناسان و مورخان درباره‌ی شخصیت مدفون در این بنا وجود دارد. عده‌ای آن را آرامگاه طغرل بیک سلجوقی می‌دانند و در مجمل‌التواریخ اینگونه آمده‌ است که « سلطان طغرل‌بیک شهر ری وفات رسید و تربتش آنجا برجاست ».مورخ نامی ترکیه، فارق سومر نیز محل دفن طغرل را همین مکان می‌داند. عده‌ای دیگر از نویسندگان این مکان را محل دفن خلیل سلطان از فرزندان تیمور لنگ و همسر او شادالملک در قرن پانزدهم می‌دانند.در کتاب جامع ری باستان تالیف حسن کریمیان نیز آمده‌ است که گروهی این بنا را منتسب به فخرالدوله می‌دانند.استاد سید محمد طباطبایی با توجه به تحقیقات مفصلی که پیرامون این اثر تاریخی و شخصیت مدفون در آن داشته‌ است این بنا را متعلق به ابراهیم الخواص می‌داند.پیکر محمد طباطبایی پس از مرگ در جوار این برج در سال ۱۳۷۱ به خاک سپرده‌ شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393ساعت 15:5  توسط امید مرادی  | 

"مهارلو" دریاچه ای به رنگ خون

این دریاچه به وسیله سه رودخانه خشک، حمزه و سروستان و همچنین روان‌آب‌های کوه‌های مجاور تغذیه می‌شود. این دریاچه 28 کیلومتر طول، 10 الی 15 کیلومتر عرض دارد و به طور کلی مساحت آن 257 کیلومتر مربع می‌باشد و به دریای آزاد راه ندارد. از آنجا که میزان تبخیر در دریاچه مهارلو بالاست، بخشی از بستر آن را لایه‌ای از نمک می‌پوشاند و فقط در بخش‌های شمالی و مرکزی آن با عمق بسیار کم و شوری زیاد، آب وجود دارد.

 

یکی از پدیده‌های جالب این دریاچه وجود پدیده کشند قرمز می‌باشد. کشندهای قرمز نوعی از جلبک‌ها می‌باشند که نسبت به شوری مقاوم بوده و زمانی که شوری آب بالا می‌رود، این جلبک‌ها رشد بیشتری می‌یابند. تکثیر بیش از حد این موجودات سبب می‌شود که تراکم جلبک‌ها در سطح آب بالا رفته و به صورت لایه‌ای قرار گیرند که مانع از تبادل هوا با آب و در نهایت کاهش اکسیژن می‌شود.

در این شرایط برخی از این موجودات سمّی را تولید می‌کنند که برای آبزیان یک خطر بالقوه به شمار می‌رود و از این رو حیات آبزیان و جانوران مجاور دریاچه را به خطر می‌اندازد. مهم‌ترین جانورانی که در مجاورت این دریاچه زندگی می‌کنند، فلامینگو، مرغابی، تنجه، اردک سرسبز، آبچلیک، چوکا و آنقوت می‌باشند.از دریاچه مهارلو برای تهیه نمک صنایع استان فارس استفاده می‌شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393ساعت 15:23  توسط امید مرادی  | 

"قلعه بابک" دژی در ارتفاع 2700 متری

 قلعه جمهور معروف به دژ بابک در 50 کیلومتری شمال شهرستان اهر و در ارتفاعات غرب رود بزرگ قره‌سو قرار دارد؛ منطقه‌ای که به نام کلیبر معروف است.

دژ بابک خرمدین بر فراز قله کوهستانی در حدود 2300 تا 2700 از سطح دریا ارتفاع دارد.

قلعه بابک که به نام‌های قلعه بابک، دژ بابک، بذ و قلعه جمهور هم معروف است دژ و مقر سردار تاریخی ایران، بابک خرم‌دین بوده است که در هنگام قیام بر علیه دستگاه خلافت عباسی در قرن سوم هجری ساخته شده است.



مسافت راه کلیبر به قلعه حدود 3 کیلومتر است و به هنگام عبور باید گردنه‌ها و گذرگاه‌های خطرناکی را پشت سر گذاشت.

قبل از رسیدن به دروازه قلعه و ورود به بنای مستحکم دژ باید از معبری عبور کرد که به صورت دالانی است و از سنگ‌های منظم طبیعی شکل گرفته و تنها گنجایش عبور1 نفر را دارد و دو نفر به سختی می‌توانند از آن بگذرند.

فاصله این معبر تا باروی قلعه در حدود 200 متر است و مقابل آن قرار دارد. از همین نقطه است که صعوبت راه و ابهت خاص این قلعه رفیع و موقعیت خیره کننده آن بیننده را به اعجاب وا می دارد.



امتداد بصری معبر در نهایت به دروازه قلعه ختم می‌شود و دقیقاً در راستای آن قرار دارد که باعث می‌شود ورود هر تازه وارد و سپاهی و غیره از طریق دو برج دیده بانی در سمت دروازه ورودی قابل رؤیت باشد.

برای نفوذ به داخل تنها راه ورود دروازه اصلی است و از کوهستان امکان وارد شدن به قلعه وجود ندارد.

با گذر از دروازه ورودی و پشت سر گذاشتن بارو، جهت رسیدن به دژ اصلی باید از گذرگاهی باریک که حدود 100 متر صعود از ارتفاع را نیز به همراه دارد گذشت تا به مدخل ورودی قلعه رسید، مسیری صعب العبور که از یک سمت مشرف به دره‌ای است با جنگل‌های تنک و ژرفایی در حدود 400 متر که به صورت تیغه و دیواره تا قعر دره ادامه دارد.



در تکیه گا‌ه‌های طبیعی این دیواره‌ها و 4 جهت بنا 4 جایگاه برای دیده‌بان‌ها به صورت نیمه استوانه ساخته شده‌ است. اینها مقر کوه بانیه‌ها و سربازانی است که هر جنبنده‌ای را تا کیلومترها دورتر، از فراز دره‌ها و کوهپایه‌ها زیر نظر می‌گرفتند.

پس از صعود، برای ورود به دژ اصلی از مدخل دیگری با پلکان‌هایی نامنظم باید عبور کرد. طرفین مدخل دژ، به وسیله دو ستون کاذب مشخص شده است.

بنای دژ که دو طبقه و سه طبقه است، پس از ورودی قرار گرفته است و پس از آن تالار اصلی وجود دارد که اطراف آن را 7 اتاق فرا گرفته است، اتاق‌هایی که به تالار مرکزی را دارند.

در قسمت شرقی دژ تأسیسات دیگری مرکب از اتاق‌ها و آب انبارها ساخته شده است؛ سقف آب انبارها با طاق جناغی و گهواره‌ای استوار شده‌اند.

محوطه داخلی آنها نیز به وسیله نوعی ساروج غیر قابل نفوذ گردیده و به هنگام زمستان از برف و باران پر شده و در تابستان و هنگام مضایق و محاصره‌ها از آب آنها استفاده می‌شده است.




در سمت شمال غربی دژ پلکان‌هایی سرتاسری وجود داشته که اکنون ویران شده و قسمت‌هایی از آن بیرون خاک است و تنها راه صعود به بخش‌های مرتفع تر بناست.

از آثار معماری و برخی از سنگ‌های زبره تراش و روش چفت و بست سنگ‌ها و ملات ساروج و اندود دیوارها از نوعی گچ و خاک می‌توان دریافت که ساختمان این دژ و قلعه در روزگار اشکانیان و بخصوص ساسانیان ساخته شده است.

این دژ در قرون دوم و سوم و تا چند قرن پس از آن مورد تعمیر و مرمت قرار گرفته و تغییراتی در آن به وجود آمده و الحاقاتی در بنا ایجاد شده است.

اشیا و ابزاری که از قلعه بابک به دست آمده، سفالینه‌های منقوش و لعاب خورده است که یک دوره استقرار تا اوایل قرن هفتم هجری را نمایش می‌داد.

همچنین تعدادی سکه مسی کشف شده که برخی از آنها به علت ساییدگی و زنگ خوردگی فراوان غیرقابل خواندن است و در بین این سکه‌ها برخی مربوط به اتابکان آذربایجان و هزارسیبان (قرون ششم و هفتم هجری) هستند.

به لحاظ سوق الجیشی موقعیت استقرار بنا بر فراز قله به گونه‌ای ست که 20 نفر سپاهی قادر بودند هجوم یک سپاه صد هزار نفری را مانع شوند و تلفاتی هم نداشته باشند. چون تیر و کمان و اسلحه معمول زمان به سربازان و مستحفظانی که بر بلندی موضع می‌گرفتند به جهت بعد مسافت بی تاثیر بودند.

قلعه بابک در سال 1345 با شماره 623 در لیست آثار ملی، تاریخی و فرهنگی ایران ثبت شد و مرمت آن از سال 1376 توسط اداره کل میراث فرهنگی آذربایجان شرقی آغاز شد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مهر 1393ساعت 11:3  توسط امید مرادی  | 

دریاچه چیتگر

 ماهی‌های ریز و درشت و قرمز و سیاه از سر و کول هم بالا می‌روند تا از قافله خوردن پفک و نونی که برای شان ریخته می‌شود عقب نمانند، حرکت قایق‌های موتوری و پدالی، موج‌های کوتاه آب دریاچه را به کناره آهکی آن می‌کوبد و جمع هماهنگ ماهی‌ها را به هم می‌ریزد و پراکنده‌شان می‌کند.

دور دریاچه از شلوغی آدم‌ها پر و خالی می‌شود. این دریاچه، فرصتی را برای تهرانی‌ها ایجاد کرده است تا نسیم دریای شمال را در خود تهران تجربه کنند! در ساحلی پیادروی می‌کنند که پوشش جنگلی پیرامون دریاچه چیتگر زیر چشم‌شان است و جنگل‌های انبوه شمال را برای‌شان تداعی می‌کند.



گرچه از یک طرف دریاچه برج‌های چند طبقه پرشماری دارند به سمت آسمان سرک می‌کشند و این ترس آدم را دربرمی‌گیرد که قرار است در آینده زنجیره این برج‌های دور دریاچه کامل شود و از بیخ و بن، آرامش و زیبایی و خنکی مطبوع و فضای سبز دور دریاچه را ریشه‌کن کند.

فضای سبز دریاچه و پیاده روهای وسیع کنار آن و همچنین تعداد زیاد آلاچیق جا برای نشستن دارد و گزاف نیست اگر بگوییم که اگر همه تهرانی‌ها برای تفریح به دریاچه چیتگر بیایند جا برای نشستن پیدا می‌کنند. زیرساخت‌های گردشگری نیز نظمی‌ منطقی دارند و دسترسی به سرویس‌های بهداشتی و نمازخانه در هر نقطه از دریاچه آسان است.



انواع خوراکی‌ها و خوردنی‌ها نیز که جزو جداناشدنی تفریحات روزهای تعطیل است نیز توسط چرخ‌های کوچک در کنار دریاچه به فروش می‌رسد. ساخت و ساز اطراف دریاچه نشان می‌دهد در آینده نزدیک تفریحات بیشتری به جمع سرگرمی‌های کنار دریاچه اضافه می‌شود که یکی از آنها شهربازی است که چرخ فلک بیکار  کنار دریاچه نشانی برای ساخت شهربازی است.

 دریاچه چیتگر که چند سالی است به تفرجگاه‌های تهران اضافه شده به دلیل قرارگرفتن در مسیر بادهای غربی- شرقی تهران می‌تواند علاوه بر تلطیف هوا و بالا بردن رطوبت در سطح شهر تهران با استقرار کاربری‌های تفریحی – گردشگری نقش بسزایی در جذب گردشگران داخلی و خارجی داشته باشد.

طرح ساخت این دریاچه به تدوین نخستین طرح جامع شهر تهران در سال ۱۳۴۷ باز می‌گردد که در آن ساخت دریاچه‌ای در غرب شهر تهران پیش بینی شده بود ولی ساخت این دریاچه به دلیل محدودیت‌های فنی و بودجه‌ای تا سال‌ها مسکوت ماند.



فاز اول پروژه دریاچه چیتگر با نام شهدای خلیج فارس در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲افتتاح شد. پس از اتمام فاز اول، ساخت فاز دوم طرح به مساحت ۱۴۰ هکتار در جنوب بزرگراه حکیم شامل جزایر آبی، محور چهار باغ، پارک آبی و مونوریل چیتگر در دستور کار شهرداری قرار دارد.

مجموعه تفریحی- توریستی دریاچه شهدای خلیج فارس دارای۳ جزیره با نام‌های شهدای تنب کوچک، شهدای تنب بزرگ و شهدای ابوموسی با عملکردهای فرهنگی، مذهبی و تفریحی است. 

جزیره شهدای تنب بزرگ با مساحت ۱0 هزار متر مربع با کاربری فرهنگی و مذهبی، جزیره شهدای تنب کوچک با مساحت ۴۰۰۰ متر مربع با کاربری فرهنگی، اجتماعی و هنری، جزیره شهدای ابوموسی با مساحت ۱۳ هزار مترمربع با کاربری خدماتی، تفریحی و پذیرایی مجهز به اسکله، قایق برقی و قایق امداد و همچنین قایق‌های تفریحی و پدالی است.

این دریاچه مصنوعی که منبع تلطیف هوا در حوزه غرب تهران به شمار می‌رود در کنار پارک جنگلی چیتگر می‌تواند اثرات بسیار مطلوبی در کاهش آلودگی هوا داشته باشد.

 پاییز شاید قشنگ ترین زمان برای پیاده روی در کنار دریاچه چیتگر باشد؛ وقتی برج‌ها در غبار هوای پاییزی گم می‌شوند و روزهای بارانی و ابری دریا را می‌توان در کنار دریاچه چیتگر به تماشا نشست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 15:27  توسط امید مرادی  | 

"تاپ تاپان"، آب معدنی که دردها را دوا می کند

 این چشمه در 5 کیلومتری آذرشهر در مسیر جاده آذرشهر- عجب‌شیر از زمین خارج می‌شود در اطراف این چشمه نهشته‌های متورق تراورتن و رسوبات اکسیدآهن راسب شده است. آب این چشمه حوضچه و کانال های طبیعی ایجاد نموده است. وجود مقادیر زیاد گاز دی‌اکسیدکربن در آب این چشمه نشان‌دهنده منشاء عمیق آب و ارتباط آن با آتشفشانی سهند می‌باشد. آب این چشمه در ردیف آب های کربنات کلسیم ولرم (23 درجه) می‌باشد.

خاصيت درماني چشمه تاپ تاپان آذرشهر گردشگران بیشماری را به خود جلب مي كند.

این چشمه معدني در شهرستان آذرشهر از جاذبه های زيباي طبيعي و گردشگري اين منطقه بوده و خاصيت درماني آن انبوه گردشگران را به خود جلب مي كند. این چشمه در ب‍‍الا‌ي‌ ت‍پ‍ه‌ ن‍س‍ب‍ت‍‍ا' ‌ه‍م‍و‌ار م‍ش‍رف‌ ب‍ه‌ ‌ار‌اض‍‍ي‌ و طب‍ي‍‍ع‍ت‌ ب‍ك‍ر واقع شده كه با فشار گاز از زمين به حالت جوشان به بيرون فوران مي كند.

‌آب‌ م‍‍ع‍دن‍‍ي‌ ت‍‍اپ‌ ت‍‍اپ‍‍ان‌ از چ‍ن‍د چ‍ش‍م‍ه‌ صاف و زلال ت‍ش‍ك‍ي‍ل‌ ش‍ده‌ و درج‍ه‌ ح‍ر‌ارت‌ ‌آب‌ ‌آن‌ ن‍ي‍ز در ف‍ص‍ل‌ س‍رم‍‍ا و گ‍رم‍‍ا ث‍‍اب‍ت‌ و در م‍ح‍ل‌ س‍رچ‍ش‍م‍ه‌ 20 درج‍ه‌ سانتي گراد ب‍‍الا‌ي‌ ص‍ف‍ر و رس‍وب‍‍ات‌ ‌آن‌ ق‍‍ه‍وه‌ ‌ا‌ي‌ رن‍گ‌ ‌اس‍ت‌.

‌از ل‍ح‍‍اظ زم‍ي‍ن‌ ش‍ن‍‍اس‍‍ي‌، ‌اطر‌اف‌ اين چ‍ش‍م‍ه‌ ي‍ك‌ م‍ن‍طق‍ه‌ ‌آ‌ه‍ك‍‍ي‌ ‌اس‍ت‌ و س‍ن‍گ‌ ‌ه‍‍ا‌ي‌ ‌آن‌ ب‍ه‌ ص‍ورت‌ رس‍وب‍‍ي‌ ت‍ش‍ك‍ي‍ل‌ ش‍ده‌ ‌است.

چشمه هاي معدني اطراف اين آب معدني با فعاليت هاي آتشفشاني در ارتباط هستند و به طوري كه از زمين هاي اطراف مشخص است كه در زمان هاي گذشته در آن منطقه كوه آتشفشان وجود داشته و آب چشمه ها در مسير خود رسوباتي بر جاي مي گذارند كه ضخامت زيادي از تراورتن را تشكيل مي دهند.

آب‌ م‍‍ع‍دن‍‍ي‌ ت‍‍اپ‌ ت‍‍اپ‍‍ان‌ ‌آذرش‍‍ه‍ر، ق‍‍اب‍ل‌ ش‍رب‌ ن‍ي‍س‍ت،‌ ول‍‍ي‌ ‌اس‍ت‍ف‍‍اده‌ ‌و تماس با ‌اي‍ن‌ ‌آب‌ م‍‍ع‍دن‍‍ي‌ ب‍ر‌ا‌ي‌ ‌ال‍ت‍ي‍‍ام‌ ‌ام‍ر‌اض‌ پ‍وس‍ت‍‍ي‌، درد‌ه‍‍ا‌ي‌ ‌ع‍ض‍لان‍‍ي‌ و مف‍ص‍ل‍‍ي‌ م‍ف‍ي‍د و ث‍م‍ر ب‍خ‍ش‌ ‌اس‍ت‌ .



در پ‍‍اي‍ي‍ن‌ دس‍ت‌ م‍ح‍ل‌ س‍رچ‍ش‍م‍ه‌ ‌ه‍‍ا‌ي‌ ‌آب‌ م‍‍ع‍دن‍‍ي‌ ت‍‍اپ‌ ت‍‍اپ‍‍ان‌، ‌اس‍ت‍خ‍ر ك‍وچ‍ك‍‍ي‌ درس‍ت‌ ش‍ده‌ ‌اس‍ت‌ و در ف‍ص‍ل‌ ت‍‍اب‍س‍ت‍‍ان‌ گردشگران از طبيعت با صفاي آن و نيز براي ‌آب‌ ت‍ن‍‍ي‌ و رفع خستگي استفاده مي كنند.

فراهم كردن امكانات رفاهي و تفريحي براي گردشگران در اين منطقه زيبا ، موجب افزايش و جذابيت اين منطقه شده و رونق اقتصادي براي مردم منطقه را نيز به دنبال خواهد داشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مهر 1393ساعت 8:45  توسط امید مرادی  | 

ارگ تابران توس

خراسان رضوی از جمله استان‌های کشور است که می‌توان گفت به طور تقریبی همه ایرانی‌ها حداقل یک یا دوبار در طول عمر خود مسافر آن و مهمان ساکنانش شده‌اند. شهر مشهد به عنوان مرکز استان و میزبانی از امام هشتم شیعیان،علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) هرسال توانسته پذیرای تعداد زیادی از گردشگران و زائران داخلی و خارجی باشد. افرادی که می‌روند تا هم زیارت و با امام خود درد دل کنند و هم از دیدنی‌های این شهر و اطراف آن بازدید به عمل آورند. اگر می‌خواهید در تعطیلات پیش‌رو سری به این استان بزنید؛ توصیه می‌کنم در کنار زیارت از بارگاه امام هشتم(ع) اگر فرصت دارید از دیدنی‌های این منطقه از کشور نیز بازدید کنید. به‌طورمثال سری به ارگ تاریخی تابران توس بزنید. در توضیح اینکه چرا یک بنا ارگ نامیده می‌شود؟ باید گفت که براساس آنچه در فرهنگ لغت عمید آمده‌است، ارگ نام مکانی خاص و از ریشه‌شناسی به‌جامانده از پهلوی باستان است. در فرهنگ‌های مختلف تعابیر گوناگونی از آن شده است از جمله قلعه مستحکم، عمارت حکومتی، قصر یا کاخ و یا قلعه‌ای کوچکی که در میان قلعه‌ای بزرگ‌تر ساخته شده است. نکته دیگر اینکه استقرار حاکم در ارگ و بناهای دیوانی در آن گویای اهمیت سیاسی و اجتماعی آن پدیده‌است. طرح اغلب ارگ‌ها در دوره اسلامی خراسان قدیم به شکل مربع یا مستطیل است. تقریبا در بیشتر شهرهای تاریخی خراسان از جمله مرو، نیشابور، هرات، سمرقند، ‌غزنین، ‌طبس، بیرجند، ‌ نوغان و تابران توس ارگ وجود داشته‌است. ارگ اولیه شهر تاریخی توس با ساخت مایه‌ای از چینه و آجر در دوره سامانی بوده و طرح کلی آن شامل بنایی مستطیل شکل منتظم و ابعاد مشخص می‌شود که در هر گوشه آن یک برج استوانه‌ای ساخته و در میان دیوارهای داخلی آن دو برج استوانه‌ای تعبیه شده‌اند و از میانه برج نیم استوانه شمالی ورودی به ارگ منتهی به درون می‌شوند. برج‌ها در بلند‌ترین نقطه ۲۰ متر هستند. قطر برج‌ها در بالا‌ترین نقطه ۵ متر و در پایین حدود ۵.۷ متر است. ارگ اولیه در دوره‌های مؤخر ارگی از گل با پیروی از ارگ اولیه دور تا دور ارگ سامانی ایجاد شده‌است و برای ایستایی بیشتر این دیواره‌ها که در قسمت داخلی بر بدنه ارگ کهن متکی است در طرف خارجی این ارگ گلی پشت بند‌هایی ایجاد شده‌است. این ارگ به دوره تیموریان نسبت داده می‌شود. اهمیت این بنا امروزه باعث توجه محققان و اساتید کشور شده‌است. زیرا این بنا بسیار نادر بوده و هیچ بنایی در معماری ایران به این شکل ایجاد نشده‌است. به عبارتی منحصر به فرد بودن، کاربری آن را برای ما نامعلوم ساخته‌است. این بنا در گوشه جنوب غرب کهندژ و به فاصله ۱۸ متری از دیوار خشت و آجری ارگ قرار دارد. فاصله آن ۱۲متر تا حصار کهندژ است. پس از خاکبرداری بنایی با طرح دایره‌ای شکل که در قسمت شرقی آن جلوآمدگی‌ای ساخته شده پدیدار شده‌است. قطر متوسط این دایره ۲۱ متر است. ورودی آن در‌‌ همان ضلع شرقی و رو به ارگ و به‌صورت یک راهرو است. قسمت داخلی آن به شکل یک مربع محصور در یک دایره و فضاهای این بنا نیز به طور کامل متقارن به نظر می‌رسد. عمق دیوار‌ها از عمق پی تا ارتفاع کنونی ۵.۷ متر است. دیوارهای اصلی بنا از آجر است و در میانه پلان فضای مربع شکل با ابعاد ۵.۲ در۶.۲ با چهار فضای مستطیل شکل طویل در امتداد اضلاع ایجاد شده که بازوی آن اطلاق می‌شود. پس از کاوش این بنا، مراحل حفاظت و مرمت توأم در سال‌های گذشته صورت گرفته است. در مرمت این بنا از چوب برای مهار نیروهای کششی در بنا استفاده شده‌است که این چوب‌ها در محل‌هایی تعبیه شده که در زمان ایجاد بنا نیز از چوب به‌عنوان مهار استفاده شده اما طی گذشت زمان این چوب‌ها فرسوده شده و خاصیت خود را از دست داده‌اند و آثار آن در هنگام کاوش به دست آمده‌است.
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مهر 1393ساعت 14:36  توسط امید مرادی  | 

دریاچه گهر

به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، دریاچه گهر ملقب به نگین زاگرس یک دریاچه کوهستانی در ایران است که در میان رشته‌کوه اشترانکوه در استان لرستان با ارتفاع ۲۳۵۰ متر از سطح دریا واقع شده است

این دریاچه در منطقه حفاظت شده اشترانکوه بین بخش زز و ماهروی الیگودرز و دورود قرار دارد این دریاچه که به «نگین اشترانکوه» معروف است به سبب نداشتن راه ماشین رو تا حد زیادی از خرابی و آلودگی به دست انسان به دور مانده‌است. سالانه در حدود ۷۰٬۰۰۰ گردشگر اقدام به بازدید از این منطقه می‌نمایند.

گهر به احتمال زیاد در اثر وقوع زمین لرزه‌ای بزرگ به وجود آمده‌است. این دریاچه بر روی گسل اصلی امروزی زاگرس قرار دارد. بنابراین احتمالاً در اثر جنبش گسل و رویداد یک زمین لغزش سنگ ریزش تشکیل شده‌است.



گهر شامل ۲ بخش به نام‌های گهر بزرگ (کله گهر) و گهر کوچک (کره گهر) می‌باشد. دریاچه گهر بزرگ حدود ۱۷۰۰ متر درازا و ۴۰۰ تا ۸۰۰ متر پهنا و ۴ تا ۲۸ متر ژرفا دارد.

اگر از الیگودرز به سمت گهر بروید ابتدا گهر کوچک را با طولی در حدود ۵۰۰ متر و عرضی در حدود ۱۵۰ متر می‌بینید سپس به گهر بزرگ در مرز شهرستان دورود می‌رسید ولی اگر از دورود حرکت کنید پس از کمی پیاده روی به سمت کیگوران به دریاچه گهر بزرگ در الیگودرز می‌رسید.

ساحل این دریاچه به جز قسمت مدخل دریاچه (ضلع غربی) و قسمت مقابل‌اش (ضلع شرقی) که ساحلی ماسه‌ای دارد و برای شنا مناسب است در سایر نقاط دارای ساحلی صخره‌ای است که برای شنا مناسب نیست. در قسمت پایین دریاچه، جنگلی انبوه وجود دارد که در شرف نابودی است.



در قسمت بالای آن نیز جنگلی انبوه وجود دارد که این جنگل هم در معرض خطر نابودی است. از قسمت بالا، جوی آبی به دریاچه می‌ریزد که ادامه آن به دریاچه‌ای دیگر منتهی می‌شود. با حدود ۴۰ دقیقه پیاده روی می‌شود به این دریاچه (گهر دوم یا گهر پایین) رسید.

عمق آن کم است و ماهیان کف دریاچه را با کمی دقت می‌شود به خوبی دید. جریان ورودی آب دریاچه ۱۰ فوت مکعب بر ثانیه و جریان خروجی آن حدود ۲۰ فوت مکعب بر ثانیه می‌باشد. علت افزایش حجم آب خروجی دریاچه وجود چشمه‌های در قسمت تحتانی آن است.

آب اصلی تامین کننده در یاچه از طریق رودخانه ورودی آن یعنی رودخانه تاپله‌است که دارای آبی بسیار خنک ورنگی شفاف و بلورین با بستری مملو از سنگ ریزه یا قلوه سنگ است که بدون افت و با کمی شتاب وارد دریاچه کوچک می‌شود و پس از طی مسافتی کوتاه وارد دریاچه گهر می‌شود.



ماه‌های تیر و مرداد بهترین زمان سفر به این دریاچه‌است. یکی از دره‌های بسیار زیبا اطراف دریاچه گهر به دره نی‌گاه معروف است که پوشیده از شقایق‌هایرنگی و لاله واژگون است. منطقه حفاظت شده اشترانکوه در محدودهٔ شهرستان‌های الیگودرز و دورود واقع شده‌است.

میزان بارش سالانه در منطقه گهر حدود۹۳۳ میلی متر است که بیشتر بصورت بارش برف می‌باشد در سال‌های پر برف سطح دریاچه یخ می‌بندد.

در اطراف دریاچه گهر پوشیده از درختان بلوط، بید، بادام، پسته وحشی، گلابی وحشی، چنار، نارون، بلوط مازو، گردو، انجیر، زبان گنجشک، سیب، زالزالک، ارژن، کنار کهور، انار، گز، و موی وحشی می‌باشد. گل‌های لاله واژگون، شقایق، زنبقو لاله وحشی تاج خروسی و اختر می‌باشند.

دریاچهٔ گهر زیستگاه مناسبی برای آبزیان و دیگر حیوانات وحشی است. منطقه حفاظت شده اشترانکوه با حیات وحش متنوع شامل حیواناتی است از قبیل بز، قوچ، آهو، کل، پلنگ، گرگ، گراز، خرس قهوه‌ای،کفتار، روباه، شغال، خرگوش و انواع پرندگان مانند عقاب، کبک، شاهین، تیهو و آبزیان مانند مارماهی، لاک پشت، قورباغه و ماهی قزل آلای رنگین کمان و خال قرمز در این دریاچه زیست می‌کنند.

اغلب اروپائیان و سیاحان این دریاچه را به نام دریاچه ایران می‌شناسند که این شناخت حاصل معرفی یک زن انگلیسی بنام ایزابلالوسی بیشوپ است که در سال ۱۸۹۰ میلادی توانست مدت ۳ماه در این منطقه تحقیق کرده و هزار کیلومتر راهپیمایی کند ولی باتوجه به اسناد معتبر تاریخی اولین کسی که موفق به کشف دریاچه گهر شد یک زمین شناس اتریشی به نام (آ-رودلر) بود که در سال ۱۸۸۸ میلادی موفق شد نام خود را به عنوان کاشف دریاچه گهر در تاریخ ماندگار کند. وی در هنگام کشف این دریاچه از سمت الیگودرز حرکت کرده بود.

اولین و قدیمی ترین تصویر مستند تهیه شده از این دریاچه نیز در سال ۱۸۹۱ میلادی گرفته شده‌است که به یک سیاح فرانسوی بنام ژان ژاک دومرگان تعلق دارد.

دسترسی به این دریاچه بوسیله خودرو از طریق شهر الیگودرز امکان‌پذیر است که نزدیک ترین راه برای دسترسی به این دریاچه می‌باشد. راه شکافی‌هایی که اخیرا انجام شده، باعث دسترسی آسان به این دریاچه شده است. راه قدیمی مالرو و عشایری گدار (دره دزدان) است که در فاصله تقریبی ۲۷کیلومتری جاده الیگودرز به شول آباد، به سمت غرب (پل رودخانه مورزرین) تا آغاز تنگ «هولیون» و «تابله» می‌توان به دو قسمت «بالادره گهر» و «دره گهر» تقسیم کرد.

از ویژگیهای «بالا دره گهر» وجود بیدستانهایی است که در ساحل شرقی دریاچه گهر بزرگ گسترده‌است. مسیر الیگودرز شامل ۳ ساعت با خودرو و یک ساعت و نیم پیاده روی است. کوهنوردانی که به قله‌های اشترانکوه صعود می‌کنند معمولاً برای رسیدن به گهر از مسیر روستای طیان حرکت می‌کنند.

مسیر دسترسی

جهت دسترسی به دریاچه گهرکوتاهترین،زیباترین وملایمترین مسیر ازسمت شهرستان الیگودرزمیباشد که درچندسال اخیرمورداستفاده کوهنوردان وطبیعت گردان قرار گرفته است.این مسیر به دوبخش ماشین رو وپیاده رو تقسیم میشود که بخش ماشین رو حدود65 کیلومتر میباشد که 45کیلومترآن جاده آسفالته و20کیلومترآن جاده شنی میباشدوحدود 6کیلومترپیاده روی دریک مسیرزیبا شما رابه دریاچه گهرخواهدرساند.

پس از حرکت ازالیگودرز میبایست روستاهای جوشان،ززم،برم،خان آباد وچشمه پرراپشت سرگذاشت ودرانتهای مسیرآسفالته به دشت دالانی(دشت لاله های واژگون) خواهید رسیدکه درماه اردیبهشت زیستگاه هزاران لاله وازگون میباشدوازاینجا به بعد جاده آسفالته به اتمام میرسد ومیبایست حدود 20 کیلومتررا دریک جاده شنی ناهموار ودرامتداد یک رودخانه زیبا با مناظر زیبا طی کنید تادرنهایت به بالای تپه ای به نام تابله خواهیدرسید که تعدادی قبرمربوط به مردم محلی درآنجا قراردارد.

ازاینجا به بعد میبایست حدود 6 کیلومتر رادریک مسیربسیارزییا با شیب ملایم ومناظرچشم نوازپیاده روی کردودرطول مسیر درسمت چپ شما رودخانه گهر ودرسمت راست نمای جنوبی قلل اشترانکوه خودنمایی میکنندوپوشش گیاهی منحصربه فرد منطقه زیبایی آن رادوچندان کرده است.

پس ازحدود 5کیلومتر پیاده روی به گهرکوچک خواهیدرسید که توسط انبوهی ازدرختان بید احاطه شده است ودرنهایت به بالای تپه ای خواهید رسید که ازآنجا دریاچه گهربزرگ درمقابل شما ودرسمت راست شما نمای جنوبی دو قله اصلی اشترانکوه به نام های سن بران(4150متر) وگل گل (4100متر)خودنمایی میکنند.

نکات مهم درسفربه دریاچه گهر:

1-بهترین فصل اواخر اردیبهشت ماه میباشد که البته شبهایش کمی سرد است.

2-جهت عزیمت به گهرازسمت الیگودرزحتما ازماشین شاسی بلند یا نیسان یا مینی بوس استفاده نمایید.

3-تااواسط خرداد ماهیگیری ممنوع است وپس ازآن اخذ مجوز ازمحیط بانی سمت غرب دریاچه الزامی است.

4-جهت اسکان سمت غرب دریاچه دارای نگهبان وبرق وسکوی چادرزدن میباشدوامنیت بهتری دارد.

5-دیدن ستاره هارادرآسمان گهرفراموش نکنیدچون بسیار زیبا هستند.

6-جهت حفظ زیبایی دریاچه حتی الامکان آشغالهای خودرابسوزانید.

7-اززیبایی طبیعت لذت ببرید ولی آن را تخریب نکنید.

آدرس: الیگودرز، منطقه حفاظت شده اشترانکوه

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مهر 1393ساعت 7:23  توسط امید مرادی  | 

گشتی در پایتخت جیگرکی های جهان

  این طرف‌تر از پیاده‌رو هم وضع خیلی فرق نمی‌کند. یک طرف عبوری‌هایی که یکی یکی مغازه‌ها را ورانداز می‌کنند و طرف دیگر آنها که انتخاب‌شان را کرده‌اند و دنبال جای پارک می‌گردند؛ عبور و مرور معمولا کند است و به زحمت جای خالی برای پارک اتومبیل پیدا می‌شود. هر مغازه برای خودش بازاریابی دارد؛ پیاده‌ها را با داد و فریاد جذب می‌کنند و سواره‌ها را با ادوات ویژه‌ای شبیه چوبدستی که از قضا روشن هم می‌شود. قصه پارک کردن را هم همین «مستشارانِ دادزنِ شی‌ءِ نورانی‌به‌دست» رفع ‌و رجوع می‌کنند. کافی است مغازه مورد نظرتان را انتخاب کنید، زودتر از زمانی که فکرش را بکنید برایتان جاپارک ردیف می‌کنند.

بوی کبابی که در فضا پیچیده رهگذران را مسخ می‌کند، اگر خبری از ماموران شهرداری نباشد ـ که معمولا شب‌ها نیست ـ بساط منقل در پیاده‌رو به‌راه است و بوی مورد نظر بینی‌نوازتر هم می‌شود، همین بو در کنار جلز و ولز کباب روی زغال و رقص دستان آقای کباب‌زن و دود رقیقی که گُله به گُله به آسمان می‌رود، سیرترین آدم‌های دنیا را هم به وسوسه خوردن می‌اندازد. اگر «شکم‌باز» و در عین حال «جگرخور» حرفه‌ای باشید، درست آمده‌اید، اینجا میدان بهمن تهران است؛ پایتخت جگرکی‌های جهان!

اتوبان نواب را که به سمت جنوب بروید، یک میدان هوایی هست که تقریبا محال است نبینید و از آن عبور کنید. از دهانه شرقی همان میدان اگر سرازیر شوید، می‌افتید در بزرگراهی که «دشت آزادگان» نام دارد. همین بزرگراه شما را از روی پل کابلی جوادیه که زمان افتتاحش می‌گفتند زیباترین پل خاورمیانه است، عبور می‌دهد و به راسته جگرکی‌های کشتارگاه می‌رساند.

به محض پایین آمدن از پل جوادیه سمت راستتان اولین جگرکی‌ها را می‌بینید. هرچه به میدان نزدیک‌تر شوید، تراکم‌شان بیشتر می‌شود و قیل‌وقال‌شان نیز هم. به میدان بهمن که برسید، ضلعی از میدان دربست مال جگرکی‌هاست، با اتومبیل‌هایی که به صورت عرضی کنار هم پارک شده‌اند و معمولا ماموران راهنمایی و رانندگی کاری به آنها ندارند. اگر خودروی شخصی نداشته باشید هم انتخاب‌های خوبی در دسترس دارید. می‌توانید از طریق خط بی‌آر‌تی خیابان ولیعصر خودتان را به میدان راه‌آهن برسانید و از آنجا با یک کورس تاکسی، در کمتر از چند دقیقه میدان بهمن باشید. یا می‌توانید از خط بی‌آرتی جمهوری ـ پارک‌وی که بعد از افتتاح پل جوادیه تا ترمینال جنوب امتداد یافته، استفاده کنید و درست وسط جگرکی‌های میدان بهمن پیاده شوید.



البته میدان بهمن حتی برای شمال‌شهری‌ها هم مکان غریبی نیست. آدم‌های ساکن هر کجای شهر هم که باشند، لاجرم یک روز می‌میرند و میدان بهمن، برای ساکنان خیلی از نقاط تهران، بهترین راه دسترسی به بهشت زهراست. تا پیش از افتتاح اتوبان امام علی، این موقعیت سوق‌الجیشی‌تر هم بود. با این حال اگر به قصد زیارت اهل قبور از گذر جگرکی‌های کشتارگاه عبور کرده باشید و فضایش نگرفته باشدتان، بدانید فرق هست بین عبور شبانه از این گذر و زمانی که شما احتمالا عبور کرده‌اید.

تصور همه از جگرکی یک سری مغازه‌های کوچک و یخچال ویترین‌دار مقابل در مغازه و آدم‌های به‌هم چسبیده‌ای ‌است که در فضای کوچک و روی صندلی‌هایی چارپایه‌طور نشسته‌اند و تندتند دل، جگر، قلوه و ... می‌خورند. نه این که در کشتارگاه چنین جگرکی‌هایی نباشد، اما این فقط یک روی سکه است.

در سوی مقابل جگرکی‌هایی‌ است که دَک‌وپُزشان نه به عنوان‌شان می‌آید و نه به محله‌ای که در آن هستند. قیمت‌ها هم البته لزوما متناسب با جنوب شهر نیست. با تمام این اوصاف ویژگی اصلی جگرکی‌های کشتارگاه این است که دل ‌و جگر و قلوه‌ای که استفاده می‌کنند تازه است. چنان که می‌توان شکمی از عزا درآورد و نگران مسمومیت نشد.

زمانی دلیل تازه بودن دل‌ و جگرهای این جگرکی‌ها را نزدیکی‌شان به کشتارگاه بزرگ تهران می‌دانستند؛ کشتارگاهی که زمانی اینجا بود و یک جورهایی هم وجه تسمیه محله بود و هم ریشه شکل‌گیری راسته جگرکی‌ها. محل فیزیکی کشتارگاه البته هنوز هم هست، اما از سال 75 ـ 74 به این طرف فعالیت آن متوقف شده است. سردخانه بزرگی نیز همان حوالی بود که آن نیز از سال 88 به این طرف تعطیل شده است. تعطیلی کشتارگاه میدان بهمن البته به معنای تازه نبودن مواد اولیه مغازه‌های آنجا نیست. مطمئن باشید اشتهار و پرمشتری بودن و رقابت نفسگیر بین مغازه‌های متعدد آنجا، حتما آنها را مجبور به خرید روزانه مواد اولیه تازه می‌کند.

محله کشتارگاه هم خودش یک محله قدیمی است و هم در محاصره چند محله قدیمی و با اصالت از قبیل جوادیه و نازی‌آباد قرار گرفته است. جگرکی‌ها تنها جاذبه این محله نیستند، کمی پایین‌تر از مقر جگرکی‌ها و ابتدای بزرگراه تندگویان، فرهنگسرای بهمن واقع شده که از فرهنگسراهای باسابقه و معروف تهران است. پارک بهمن هم همان حوالی است که با شهربازی‌اش تفرجگاه مهمی برای ساکنان جنوب شهر است.

در سوابقی که برای کشتارگاه نوشته‌اند، نام فروغ فرخزاد نیز دیده می‌شود. طبق قرائن فروغ در این محله بزرگ شده و حتی در باره آن قطعه شعری هم دارد.

میدان بهمن که نقطه مرکزی این محله است، از نظر دسترسی‌های شهری موقعیت استراتژیکی دارد. از جنوب به بزرگراه تندگویان متصل است که تهرانی‌ها را به بهشت زهرا می‌برد. از شرق به بزرگراه بعثت می‌خورد که راه مهم دسترسی به محله‌های جنوب شرقی تهران از قبیل افسریه و بزرگراه مهم امام علی است. در سمت غربش بزرگراه دشت آزادگان واقع شده که راه دسترسی به میدان 9 دی و بزرگراه مهم نواب است و سمت مقابل این بزرگراه هم، خیابانی است به همین نام که به نازی‌آباد منتهی می‌شود.

با تمام این اوصاف ولی، اغلب تهرانی‌ها میدان بهمن و کشتارگاه را به جگرکی‌هایش می‌شناسند، جگرکی‌هایی که اغلب‌شان یک نانوایی نقلی هم دایر کرده‌اند تا تئوری «نان داغ ـ کباب داغ» را محقق کنند و در ابتدای نام خیلی‌هاشان پیشوند «دایی» و «عمو» دیده می‌شود. از همین پیشوندها بر می‌آید که فضای اینجا صمیمی‌تر از همه رستوران‌هایی‌ است که تا به حال تجربه کرده‌اید. حتی اگر اهل دل و جگر و خوئک و این طور چیزها نباشید هم دیدن شور و حال شبانه کشتارگاه به امتحانش می‌ارزد، حداقل یک بار. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مهر 1393ساعت 20:3  توسط امید مرادی  | 

«کاخ ساسان» یادگاری زیبا از بهرام گور +عکس

  مجموعه کاخ سروستان که قدیمی‌ترین گنبد آجری کشور را در خود جای داده است در زمان بهرام گور ساسانی ساخته شده است.

آخرين بررسي هاي باستان شناسي در مجموعه کاخ سروستان نشان میدهد که اين مجموعه ساساني در دوره اوج شکوه خود حدود 30 هکتار وسعت داشته است.

کاخ سروستان در استان فارس و در 9 کیلومتری جنوب شهر سروستان و در مسیر روستای نظرآباد در دشتی وسیع جای گرفته است. این کاخ از جنس سنگ و گچ است.

این کاخ در زمان بهرام گور ساسانی ساخته شده که بوسیله مهر نرسی وزیر معروف او که صدارت یزدگرد اول و یزدگرد دوم را نیز عهده‌دار بوده ساخته شده‌است.

قسمت اصلی بنا در ضلع شرقی بوده که شامل یک ایوان بزرگ و دو ایوان کوچک تر است . ایوان اصلی به تالار مرکزی و سپس به حیاط مرتبط می شود. در دو طرف آن دو تالار بزرگ با سقف گنبدی مرتفع قرار دارد . در دو تالار گنبد دار در حاشیه زیر سقف بقایای گچبری دیده می شود . این کاخ نسبت به دیگر بناهای این دوره از فن معماری و پلان‌های پیچیده و کامل‌تری برخوردار است.



کاربری کاخ ساسان سروستان :

اکثریت قریب به اتفاق محققین و پژوهشگران داخلی و خارجی این اثر را مربوط به دوره ساسانی و به احتمال بسیار زیاد دوره سلطنت بهرام پنجم (قرن ۵ میلادی) دانسته‌اند. برخی با توجه به عدم وسعت کافی و بنایی که در خور یک کاخ شاهی باشد آن را بعنوان آتشگاه معرفی کرده‌اند و برخی دیگر با توجه به گسترش آن که بیش از محدوده یک آتشگاه است، مکان را به مثابه یک استراحتگاه و یا شکارگاه سلطنتی معرفی کرده‌اند.

مقایسه کاخ ساسان سروستان با کاخ اردشیر فیروزآباد :

این بنا همانند کاخ فیروزآباد و کوچکتر از آن است و طاق‌های گنبدی آن با آجر زده شده‌است.

آندره گدار در کتاب هنر ایران از کاخ ساسان یاد کرده و معتقد است که کاخ سروستان به دستور بهرام پنجم (480-420م) ساخته شده و از کاخ فیروزآباد بهتر حفظ شده است. طرح آن از طرح فیروزآباد پیچیده‌تر بوده و از نظر اصول فنی کاملتر می‌باشد و در ساختمان طاق‌ها و گنبدها مهارت زیادتری به خرج داده شده و نمای اصلی این بنا در طرف مشرق است.



در عقب تالاری که گنبد اصلی آن را پوشانده حیاطی است که مانند کاخ فیروزآباد در اطراف آن ساختمان‌های محل سکونت واقع شده اما فاقد قرینه سازی است و اطاق‌ها به ابعاد مختلف و رابطه میان آنها خیال پردازانه است. بنابراین ترکیب کاخ ساسان اساسا نظیر فیروزآباد است، اما در جزئیات آزادتر و متنوع‌تر از آن است.

در حقیقت اگر محل پذیرایی آن را منحصر به تالار بزرگ بدانیم برای اینکار بسیار تنگ بوده است. از طرفی تالارهای دیگر خیلی وسیع ولی تعدادشان کم، اما مجلل هستند و دربهای فراوانی به خارج باز می‌شوند.

دور از آن است که آنجا را محل سکونت بدانیم. ایوان و تالار مربع نیز بوسیله دربهای تنگ و باریکی با هم مربوط می‌شوند. محتمل است که ساختمان مزبور که وسعتش یک چهارم کاخ فیروزآباد است، منحصراً یک کاخ پذیرایی بوده باشد.



اين بنا که يکي از باشکوه ترين بناهاي تاريخي در استان فارس است از داشتن حداقل امکانات براي حضور گردشگر محروم است. در اين بنا تابلويي که آن را به گردشگر معرفي کند وجود ندارد و اگر گردشگري نیاز به آب آشامیدنی داشته باشد مجبور است يک مسافت پنج کيلومتري را پياده روي کند تا به آب دسترسي پيدا کند، لذا آب مورد نیاز خود را همراه داشته باشید. 

اين بنا حتي از داشتن تابلو راهنما در طي مسير شيراز به سروستان محروم است و حريم خاصي براي کاخ نيز وجود ندارد يا اگر اين حريم مشخص شده براي عموم مشخص نشده است. مجموعه فاقد سرويس بهداشتي يا امکانات رفاهي همچون سکو يا صندلي براي استراحت بازديدکنندگان است.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مهر 1393ساعت 8:13  توسط امید مرادی  | 

مطالب قدیمی‌تر